جامعه شاد معیار هایی برای بهتر زندگی کردن

دو جامعه متفاوت را تصور کنید. در مورد اول، افراد متمایل به استرس، تنش، تحریک پذیری، حواس پرتی و خود شیفتگی هستند. در مورد دوم، مردم تمایل دارند که راحت، بی دردسر، زود خندان، گسترده و مطمئن باشند

تفاوت بین این دو سناریو تصوری بسیار زیاد است. شما نه تنها در سناریوی دوم شادتر خواهید بود، بلکه به احتمال زیاد ایمن تر، سالم تر و روابط بهتری نیز خواهید بود. تفاوت بین یک جامعه شاد و یک جامعه ناشاد، بی اهمیت نیست. ما می دانیم که شادی فراتر از میل ما به داشتن احساس خوب اهمیت دارد.

پس چگونه می توانیم جامعه ای شاد ایجاد کنیم؟ ملت بودایی بوتان اولین جامعه ای بود که سیاست را بر اساس شادی شهروندان خود تعیین کرد، پادشاه بوتان در سال 1972 ادعا کرد که شادی ناخالص ملی (GNH) معیار مهمتری برای پیشرفت از تولید ناخالص ملی (GNP) است. .

بسیاری از کشورهای دیگر از آن زمان پیروی کردند – به دنبال حرکت «فراتر از تولید ناخالص داخلی» به عنوان معیاری برای پیشرفت ملی. به عنوان مثال، بریتانیا در سال 2010 یک برنامه رفاه ملی را توسعه داد و از آن زمان بهزیستی کشور را در 10 حوزه اندازه گیری کرده است، نه چندان بی شباهت به رویکرد بوتان. اخیراً، نیوزیلند اولین “بودجه رفاه” خود را با تمرکز بر بهبود رفاه آسیب پذیرترین افراد کشور معرفی کرد.

چنین ابتکاراتی تمایل به توافق گسترده در مورد شرایط مورد نیاز برای یک جامعه شاد دارند. بر اساس گزارش جهانی شادی ، شش عنصر کلیدی برای شادی ملی وجود دارد: درآمد، امید به زندگی سالم، حمایت اجتماعی، آزادی، اعتماد و سخاوت. کشورهای اسکاندیناوی – که معمولاً در رتبه بندی شادی جهانی قرار دارند (فنلاند در حال حاضر اول است) – در همه این معیارها عملکرد خوبی دارند. در مقابل، کشورهای جنگ زده مانند سودان جنوبی، جمهوری آفریقای مرکزی، و افغانستان عملکرد بدی دارند. پس آیا شادی بر این شش عنصر کلیدی متکی است؟
چه چیزی، نه چگونه

من اینطور فکر نمی کنم. این رویکرد، در نهایت، بسیار ساده است – حتی به طور بالقوه مضر. مشکل این است که بر چیستی خوشبختی تمرکز می کند، نه چگونگی دستیابی به آن. واضح است که چیزهایی مانند امید به زندگی خوب، حمایت اجتماعی و اعتماد برای ما خوب است. اما اینکه چگونه به این نتیجه می رسیم ممکن است بیشتر از خود نتیجه گیری مهم باشد.

به عنوان مثال، چگونه می‌دانیم که مهم‌ترین چیز را می‌سنجیم؟ رتبه بندی شادی جهانی تا حد زیادی بر معیارهای رضایت از زندگی متکی است. اما بدیهی نیست که چنین اقداماتی بتواند تفاوت های مهمی را در بهزیستی عاطفی ایجاد کند.

از طرف دیگر، شاید بتوانیم از مردم بپرسیم که چه چیزی مهم است. توسعه برنامه ملی رفاه بریتانیا از این رویکرد استفاده کرد و تحقیقات کیفی را برای توسعه ده حوزه شادی خود انجام داد. اما این رویکرد نیز مشکل ساز است. چگونه بفهمیم کدام یک از ده دامنه مهمتر است؟ مهم ترین مواد تشکیل دهنده برای یک جامعه ممکن است برای جامعه دیگر یکسان نباشد. پرسیدن از مردم ایده خوبی است. اما ما نمی توانیم فقط یک بار آن را انجام دهیم و سپس فرض کنیم کار تمام شده است.

اشتباه نکنید—من معتقدم این نوع ابتکارات پیشرفتی در راه های محدودتر برای اندازه گیری پیشرفت ملی است، مانند تمرکز انحصاری بر درآمد و تولید ناخالص داخلی. اما این بدان معنا نیست که ما باید عیوب آنها را نادیده بگیریم.

در اینجا تشابهاتی با جستجوی خوشبختی در سطح فردی وجود دارد. ما معمولاً با فهرستی از چیزهایی که فکر می‌کنیم ما را خوشحال می‌کند به زندگی‌مان ادامه می‌دهیم، فقط اگر این ترفیع را دریافت کنیم، یک رابطه عاشقانه داشته باشیم و غیره. دستیابی به این چیزها مطمئناً می تواند زندگی ما را بهبود بخشد – و حتی ممکن است ما را خوشحال تر کند.

اما اگر فکر کنیم آنها ما را به معنایی پایدار خوشحال می کنند، خود را گول می زنیم. زندگی برای آن خیلی پیچیده است. ما موجوداتی آسیب پذیر و ناامن هستیم و به ناچار ناامیدی، از دست دادن و رنج را تجربه خواهیم کرد. با تمرکز انحصاری بر چیزهایی که فکر می کنیم ما را خوشحال می کنند، خود را نسبت به سایر چیزهای مهم زندگی کور می کنیم.
شادی 101

روانشناسان شروع کرده اند توجه خود را نه تنها بر اجزای شادی فردی، بلکه بر ظرفیت هایی که افراد برای شاد بودن در شرایط ناامن و شکننده نیاز دارند، متمرکز می کنند.

به عنوان مثال، به اصطلاح ” موج دوم ” روانشناسی مثبت گرا به همان اندازه که احساسات مثبت به مزایای احساسات منفی علاقه دارد. در همین حال، انقلاب ذهن‌آگاهی، مردم را ترغیب می‌کند که از تصورات خود در مورد خوب و بد فراتر رفته و در عوض بیاموزند که چگونه چیزها را همانطور که هستند بپذیرند. این رویکردها کمتر به این موضوع می‌پردازند که چه شرایطی باعث خوشحالی مردم می‌شود و بیشتر به این موضوع می‌پردازند که چگونه افراد می‌توانند شادی را در شرایط ناامنی و عدم اطمینان دنبال کنند.

هر چه بیشتر بر فهرست چیزهای مورد نظر خود تمرکز کنیم، بیشتر متوجه نمی شویم که چه چیزی واقعاً مهم است. وقتی از چیزهایی که ما را خوشحال می‌کند مطمئن هستیم و برای رسیدن به آن‌ها فوراً تلاش می‌کنیم، ارزش چیزهایی را که قبلاً داریم و فرصت‌های ناشناخته متعددی را که هنوز کشف نکرده‌ایم درک نمی‌کنیم. وقتی همه چیز در زندگی ما به ناچار اشتباه می شود، به جای اینکه از آنچه اتفاق افتاده درس بگیریم، دیگران یا خودمان را سرزنش می کنیم.

روانشناسان شروع به درک محدودیت های این موضوع کرده اند. افراد شاد تمایل دارند تواضع و همچنین یقین داشته باشند. کنجکاوی و همچنین فوریت؛ و شفقت و همچنین سرزنش.

ما می توانیم همین درس ها را در مقیاس ملی به کار ببریم. ایجاد جامعه ای شادتر نه تنها مستلزم ترویج آنچه مهم است، بلکه ارتقای ظرفیت ها برای کشف چیزهای مهم است.

ما این را در سطح نهادی می دانیم. در آموزش، ما می دانیم که ترویج کنجکاوی و عشق به یادگیری و همچنین نتایج خوب امتحان مهم است. در دانشگاه، ما می دانیم که، اگرچه می توانیم حقایق علمی مهمی را کشف کنیم، تقریباً از همه نظریه های علمی فعلی ما ممکن است تئوری های دیگر پیشی بگیرند و ما باید ذهنی باز داشته باشیم. می دانیم که جذابیت و ارتباط نهادهای دینی به ایجاد تعادل بین آموزه های جزمی با رمز و راز و کنجکاوی بستگی دارد – نظم و ایمان از یک سو، گشاده رویی و انعطاف از سوی دیگر.

ایجاد یک جامعه شاد تنها به ایجاد شرایط مناسب بستگی ندارد. همچنین بستگی به ایجاد نهادها و فرآیندهای مناسب برای کشف آن شرایط دارد. طعنه آمیز این است که اعضای جامعه شاد که در ابتدای این مقاله توضیح داده شد – که تمایل به آرامش، بی دردسر، سریع خندیدن، گسترده بودن و اعتماد به نفس دارند – احتمالاً کمتر روی چیزهایی که آنها را خوشحال می کند متمرکز هستند و بیشتر روی آنها تمرکز می کنند. کاوش در آنچه واقعاً مهم است – با فروتنی، کنجکاوی و شفقت.

برای ایجاد یک جامعه شاد، به اقدامات و نهادهایی نیاز داریم که تقریباً همین کار را انجام دهند.



اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :

0 نظر      ::: نظر کارشناسان      ::: رفتن به نظرات      ::: نظر دادن      ::: تعداد بازدید : [38]

مشاهده نظرات کارشناسان    :     ::  کارشناس نظری  ::  کارشناس تجربی  ::  همه کارشناسان


    دیدگاهتان را بنویسید