حرم اوکیجا: جسد های آیینی در نیجریه و سیاستمداران آن
این مورد توجه مطلوبی در مطبوعات نیجریه به ویژه هنگامی که تأیید شد که سیاستمداران پیشرو به زیارتگاه رفته و سوگندهای قسم خورده در آنجا را جلب کرده اند. دلیل اصلی تفسیر مطبوعاتی حاکی از این بود که این حرم ممکن است محل به اصطلاح ‘قتل های آیینی’ باشد ، نامی که اغلب در مورد قتل هایی صورت می گرفت که در جستجوی قدرت معنوی بودند.

چکیده
پلیس نیجریه در سال 2004 دهها جنازه را در حرم در ایالت آنامبرا ، واقع در جنوب شرقی نیجریه کشف کرد. در بسیاری از روزنامه ها پیشنهادهایی وجود داشت که این داستان را نشان می داد که اینها شواهدی از آنچه نیجریه ها “قتل های آیینی” می نامند ، بودند. در حقیقت ، اجساد تقریباً مربوط به افرادی بود که در جای دیگری مردند و تنها متعاقباً به حرم منتقل شدند. با این حال ، این وحی که شخصیتهای سیاسی ارشد در حرم اوکیا حضور یافته بودند و سوگندهای سوگند یاد کردند به یک سیاست غیر رسمی توجه داشتند که در آن زیارتگاههای سنتی با اختیارات زندگی و مرگ ممکن است نقش مهمی داشته باشند ، حتی مورد علاقه سیاستمداران ملی.
در 4 آگوست 2004 ، حدود پنجاه افسر پلیس نیجریه ، از جمله عناصر یگان ویژه ضد سرقت ، به یك مجتمع متشكل از تعدادی از زیارتگاهها در روستای اومهو اوكیا ، در منطقه محلی دولت ایهیا در ایالت آنامبرا ، در جنوب شرقی یورش بردند. کشور در مزارع چوبی که حرم های اصلی در آن قرار داشتند ، پلیس جمجمه های انسان و بقایای ده ها جنازه را پیدا کرد ، برخی از آنها متلاشی شدند ، برخی در تابوت ها ، برخی دیگر در کنار مسیر دروغ گفتند. در پی این کشف ، پلیس تعدادی از افراد را که به گمان آنها مسئولان حرم آکیجا بودند ، دستگیر کرد که اکثر آنها اعضای یک خانواده گسترده بودند. سرانجام ، پلیس قبل از مطبوعات در پایتخت ملی ، ابوجا ، 31 مظنون دستگیر شده در رابطه با کشف 83 جسد – از جمله 63 مورد بدون سر – و بیست جمجمه دستگیر شد.
این مورد توجه مطلوبی در مطبوعات نیجریه به ویژه هنگامی که تأیید شد که سیاستمداران پیشرو به زیارتگاه رفته و سوگندهای قسم خورده در آنجا را جلب کرده اند. دلیل اصلی تفسیر مطبوعاتی حاکی از این بود که این حرم ممکن است محل به اصطلاح ‘قتل های آیینی’ باشد ، نامی که اغلب در مورد قتل هایی صورت می گرفت که در جستجوی قدرت معنوی بودند. گفته می شود یکی از بدنام ترین چنین مواردی – که ارتباط اندکی با حرم اوکیا داشته است ، همانطور که خواهیم دید – در سال 1996 اتفاق افتاد ، وقتی گفته می شد برخی از بازرگانان در اوورری در ایالت ایمو از هتل استفاده می کردند. مرتکب قتل ها با هدف بدست آوردن اجزای بدن برای اهداف آیینی. این اتهامات منجر به آشفتگی های اساسی و آتش زدن حدود 25 ساختمان از جمله حداقل یک کلیسا شد. شاید به دلیل حوادثی از این دست باشد که برخی از مفسران تصریح کردند که حرم اقیجاء برای اهداف مساوی نادرست مورد استفاده قرار گرفته است. نکته دیگر این بود که احتمالاً حرم محل اجتماع یک جامعه مخفی بوده است. چنین انجمن هایی از زمان های بسیار دور نقش مهمی در سیاست های نیجریه ایفا کرده اند ، اگرچه به صراحت در قانون اساسی 1999 این کشور منع شده اند . به دور از پژمرده شدن و مردن در مواجهه با ناسیونالیسم مدرن ، همانطور که ممکن است برخی از ناظران انتظار داشته باشند ، در واقع در یک محیط سیاسی تغییر یافته شکوفا شده اند.
پیام منتشره از طریق گزارش های روزنامه ها در مورد قواعد شرعی و احتمالاً شرع شرعی و قانون شکنی در حرم اوکیا باعث خجالت حاد سیاستمداران و روشنفکران با ریشه در جنوب شرقی کشور شد که بسیاری از آنها حمله پلیس را تفسیر به عنوان یک دستکاری سیاسی عنوان کردند. شهرت افراد Igbo را عموماً نشان می دهد که نخبگان آنها مخفیانه درگیر اعمال مذهبی با ماهیت قابل انکار بودند. جو آشوشیا ، دبیرکل سازمان فرهنگی پیشرو Igbo ، Ohanaeze Ndigbo ، ادعا کرد که این حمله به گونه ای طراحی شده است که افراد Igbo به عنوان آدمخوار ظاهر شود و اظهار داشت که پلیس کارهای مهمتری برای انجام این کار دارد ، اگرچه سخنگویان دیگر همان سازمان موقعیتی سنجیده تر گرفت.حاکم محلی ، Igwe از Okija ، همچنین به خسارت وارده به چهره جامعه محلی اعتراض کرد و یک کنفرانس مطبوعاتی تشکیل داد که در طی آن او اعتراض کرد که “مردم Okija هیچ بربری نیستند ، ما آدمخوار نیستیم”. با این حال ، یکی از اعضای مجلس نمایندگان مجلس ، رئیس قبلی هیئت نمایندگان از جنوب شرقی کشور ، علناً اعتراف کرد که بیشتر اعضای مجلس از طرف کشورش در واقع حرم هایی مانند آن را حمایت می کردند در اوکیا
علیرغم احساسات زخمی آنها ، روشنفکران و رهبران سیاسی ایگبو عموماً محکوم کردن حمله پلیس به اوکیا را آسان نمی کردند. عضو ایگبو در مجلس نمایندگان فدرال حرکتی را به ستایش پلیس نیجریه برای اقدام خود معرفی کرد ، اما متقاعد شد که آن را توسط سایر اعضای این منطقه که وی را متقاعد کرده اند که وی را ترسیم می کند ، صرفاً برای ترسیم جنوب شرقی بیشتر در یک نور نامطلوب ترغیب کند. توجه به وجود شیوه های فرهنگی ظاهراً بدوی جلب توجه می کند. Chukwuemeka Ojukwu ، رهبر پیشین Biafra و هنوز هم یک شخصیت با نفوذ در جنوب شرقی ، پلیس را تبریک گفت و این عمل را که برخی از افراد از زیارتگاه ها برای اهداف سیاسی استفاده می کنند ، تبریک گفت. اما او همچنین به نامگذاری برخی سازمان های دیگر در این زمینه ، اوگبونی و اکپه ، سابق یک سازمان یوروآ است که از لحاظ تاریخی با یک حزب خاص ، گروه اقدام ، و دومی در گروه های مختلف در جنوب شرقی در ارتباط بوده اند. به نظر می رسید اوجوکوو این نکته را بیان می کند که ، در حالی که او از پلیس و حاکمیت قانون حمایت می کرد ، رویه هایی که در حرم اوکیا رخ داده ، منحصر به فرد ایگولاند نبود.
مقامات دولتی سرانجام تصمیم گرفتند كه هیچ تخلف جدی در اوكیا صورت نگرفته است. تحقیقات گسترده رسانه ها حاکی از آن است که اجساد احتمالاً افرادی بوده است که در جای دیگری فوت کرده اند ، و بقایای آنها برای دفع به حرم و جنگل های اطراف آن منتقل شده است. هیچ مدرکی فاش نشد که هرگونه قتل در محل رخ داده استیا اینکه هر یک از اجساد در واقع قربانیان قتل بوده اند. اما این پایان داستان نبود. در اوایل سال 2008 ، یک کلیپ ویدیوی 31 ثانیه ای در یک سایت اینترنتی ظاهر شد ، که فرماندار تئودور ارجی از ایالت ابیا را نشان می داد ، فقط زیر شلوار خود را پوشیده بود ، ظاهراً در یک فعالیت آیینی شرکت می کرد. این در سایت اینترنتی توضیح داده شد که در حرم اوکیا اتفاق افتاده است. والی این موضوع را تکذیب کرد که وی عضو هر جامعه پنهانی است و اظهار داشت که این فیلم با دکتر کردن تصاویر رایانه ای تولید شده است. با این وجود، شواهد بعدا روشن شد ارتباط بین او یک جامعه مخفی. یک دادگاه با وجود ادعاهای مربوط به فساد و سایر اقدامات نادرست ، انتخاب دادگاه اورجی در آوریل 2007 را به سمت فرمانداری ایالت ابیا لغو کرد.
هدف مقاله حاضر بررسی این است که چرا اجساد مردگان در حرم در یک منطقه روستایی نگهداری می شدند باید مورد توجه سیاستمداران و سایر اعضای نخبگان منطقه ای و حتی ملی نیجریه قرار بگیرند. نیجریه یک جمهوری فدرال است که از سال 1999 تاکنون سه انتخابات دموکراتیک برگزار کرده است و با استناد به قانون اساسی و قانون قانون کتبی اداره می شود. با این حال ، نهادهای قدیمی همچنان نقش غیر رسمی مهمی در سیاست بازی می کنند ، از جمله با استفاده از اختیارات ظاهری آنها برای تحمیل مرگ یا افزایش زندگی.
قانون غیرمستقیم در نیجریه
نیجریه در سال 1914 از طریق ادغام دو سرزمین استعماری که قبلاً به طور جداگانه پس از تصاحب piecemal آنها توسط دولت انگلیس در سالهای اولیه به طور جداگانه اداره می شدند ، به عنوان واحد دولت تأسیس شد. این عمل حقوقی بنیادی ، مستعمره و پروتستان نیجریه را ایجاد کرد ، بعداً برای تبدیل شدن به یک کشور-ملت ، از آن چیزی که مارگری پرهام ، متخصص استعمار انگلیس ، آن را “بلوک خودسرانه آفریقا” نامید.مقام دیگر ، لرد هیلی ، نیجریه را “شاید مصنوعی ترین بسیاری از واحدهای اداری ایجاد شده در دوره اشغال اروپا آفریقا” توصیف کرد.
به طور مشهور ، در این کشور پهناور بود که آموزه استعماری انگلیس از قانون غیرمستقیم با شدیدترین تعهد عقیدتی به کار گرفته شد. در شمال نیجریه ، قانون غیرمستقیم به خوبی با اهداف اربابان استعمار انگلیس سازگار بود ، زیرا وجود قبلی ایالت های گسترده با سنتهای سلطنتی و اشرافی ، باعث می شد که مقامات انگلیس اقتدار را به حاکمانی که تثبیت شده بودند واگذار کنند. قاعده غیرمستقیم حداقل مناسب وضعیت اوضاع جنوب شرقی کشور بود ، جایی که قبلاً هیچ کشور متمرکز وجود نداشته است ، جایی که هیچ گونه سنت سواد آموزی وجود نداشته است ، و جایی که اقتدار به آنچه در آن به عنوان “شکل دموکراتیک گرایش دموکراتیک” خوانده می شد واگذار شده است.بیان شده توسط سیستمهای پیچیده خویشاوندی ، درجه سنی ، عناوین و جوامع آغازین. مؤسساتی که بیشترین اختیارات شبه دولتی را در این منطقه داشتند ، اصلی ترین حرم هایی بودند که به اختیارات قضایی و مذهبی واگذار شده اند و می توانند سوگندهای رسمی را به عهده بگیرند یا شاهد باشند. قدرت آنها برای مجازات اعدام ، هم در مورد تجاوزات یک ماهیت کیهان شناختی ، مثل تولد دوقلوها ، تابو تلقی می شد و هم در مورد آنچه مقامات انگلیس آن را جرم تلقی می کردند ، مورد استفاده قرار گرفت. دولت استعمار بریتانیا به دنبال تحمیل شکلی از دولت که به پاسخگویی به نیازهای آنها باشد ، رئیس جمهورها را حتی به مناطقی که هیچ کدام از آیین های دلاوری قوی وجود ندارد ، منصوب کرد. تعیین این به اصطلاح ‘روسای حکم’ ، که اغلب با کمی مشروعیت وجود دارد ، یکی از دلایل عمده تحولات گسترده اجتماعی و سیاسی در جنوب شرقی نیجریه بود. این امر به طور کلی به عنوان یکی از دلایل آشفتگی های جدی به رهبری زنان درک می شود که در سال 1929 در جنوب شرقی رخ داده است.
همزمان با انتصاب دولت استعمار ، روسای خود را برای اداره جوامع غیر متمرکز و غیر متمرکز جنوب شرقی نیجریه منصوب کرد ، تلاش کرد عملکرد زیارتگاههایی را که قبلاً نقش مهمی در انتقال اقتدار نسبت به آنچه در غیر این صورت عموماً جوامع خودمختار بودند ، کنترل کند. هنگامی که انگلیس در صدد ایجاد نظام حاکمیت استعماری در منطقه بود ، در دهه اول قرن بیستم ، احتمالاً نیمی از دو زیارتگاه با اهمیت عمده در کل ایگبولند وجود داشت. اینها اکنون از اختیاراتی که به نظر می رسید با دیدگاه استعماری دولت ناسازگار هستند ، از جمله اختیارات آنها در دستور ، تحریم یا اجرای احکام اعدام ، محروم شدند. یک اکسپدیشن نظامی انگلیس در سال 1902 مهمترین حرم منطقه را نابود کرد – ابینوک پابی ، که گاهی اوقات به نام جوجو طولانی خوانده می شود ، به گفته یك مورخین ، “Aro Long Ju Ju” به واسطه یك همه جوامع بیشمار روستا از صلیب رود تا نیجر به عنوان خدای برتر شناخته شد. با این حال، پس از آن در Ibinukpabi مخفی بازسازی شد و در سال 1912 دولت استعماری آن برای بار دوم از بین رفته، اما دوباره آن را بازسازی شد و سال 1915 بود یک بار دیگر عملکرد در یک مکان جدید. ابینوكپابی حتی پس از این تاریخ همچنان پابرجا بود. معاون وزیر منطقه ، T. M. Shankland ، با نوشتن گزارشی از منطقه Aro در سال 1933 ، خاطرنشان كرد: در زمان نخستین ویرانی آن 31 سال قبل ، شهرت ابینوك پابی تا سیرالئون و كنگو نیز گسترش یافته بود.
حتی بعد از تعدیلاتی که در بعد از ظهور 1929 در سیستم اداری انجام شد ، قانون غیرمستقیم همچنان به نظر مقامات استعمار به نتایج ضعیف در جنوب شرقی کشور منجر شد. چهار سال پس از جنگ زنان ، شانكلند اظهار داشت كه آروو به منطقه دیگری تبدیل شده است كه در آن یك قاضی مصنوعی مصنوعی به وجود آمده است ، جسدی كه در پشت آن قرار دارد ، به چشم بومی ، هیچ مجازاتی جز زور به عنوان نماینده منطقه و پلیس ندارد. “نظر مردم نسبت به ارزش حبس کاملاً پایین بود ، که روش مجازات قضایی دولت ترجیح داده بود.در غیاب هیچ مقام رسمی محلی که از احترام کامل مردم برخوردار باشد ، زیارتگاه ها همچنان به صورت قضایی و حتی مخفیانه به کار قضایی و سایر عملکردها ادامه می دادند. آنها نقشهای بسیاری را بر عهده داشتند كه سیستم استعماری برای محصور كردن آنها نظیر الوهیت ، برقراری ارتباط با ارواح و مقابله با مشكلات مرگ و میر زودرس و ناباروری از عهده آنها نبود.
برای مقامات استعماری انگلیس ، نهادهای مذهبی بومی مجاز به فعالیت هستند ، زیرا آنها به مقامات بومی که ارگان اصلی قاعده غیرمستقیم بودند ، اعتبار و پشتیبانی نهادی دادند. در سراسر جنوب نیجریه، زیارتگاه اغلب بسیار نزدیک با رؤسای که رسما رکن اصلی بومی مقامات، بودند کار و پرونده های شنیده شده در دادگاه های قانون بومی همچنان به سوگندهای قسم خورده در زیارتگاه ها بستگی دارند. در عین حال که از معیار تشخیص رسمی کینه ورزی برخوردار بودند ، با این حال ، بسیاری از زیارتگاه ها به عنوان گره های یک سیستم موازی حکمرانی که تأثیر آن در مسائل اجتماعی و اقتصادی احساس می شد ، همچنان به عملکردهای غیر رسمی ادامه می دادند و حتی جنبه جغرافیایی نیز داشت. دولت راه هایی را برای تشویق تجارت ، به ویژه محصولات صادراتی ایجاد کرد ، اما انواع خاصی از تجارت خارج از نظر مقامات استعماری انجام می گرفت و همچنان به مسیرهای بوش ادامه می داد. “در حالی که تجارت تولید” در امتداد جاده های تازه ساخته شده “جریان داشته است ، Afigbo خاطرنشان می کند ،” تجارت برده و تجارت اوراکل “در امتداد مسیرهای قدیمی و آزمایش شده” جریان یافت “. این نیمه تحمل ، سرکوب نیمه ، سیستم های قدیمی تر از حکمرانی بود که باعث می شود قانون غیرمستقیم بسیار کاملاً مبهم شود ، ارگان های رسمی قانون غیرمستقیم توسط موسساتی مانند حرم هایی که قدرت واقعی آنها اغلب از آنهایی که رسماً تصور می شده بودند سایه انداختند.
یکی از اصلی ترین توجیهات قانون غیرمستقیم این بود که از تعبیر «جابجایی سنت و روشهای آشنا اداره» به گفته یک فرماندار انگلیس جلوگیری می شود. مقامات بریتانیایی با هدایت توسعه سیاسی در مؤسسات بومی موجود ، مانع از ظهور طبقه ای از فعالان سیاسی بدون ریشه در یك روستا یا دیگر جامعه مستقر شده بودند. اما این یک امید بیهوده بود ، همانطور که به طور خاص از قرن نوزدهم لاگوس ، محل اقامت یک گروه کوچک اما کاملاً فریبنده از جمله وکلای دادگستری و روزنامه نگاران بود که توانستند استدلالات مربوط به حقوق و وظایف حاکمان را مطرح کنند. یک شکل و زبانی که برای حاکمان انگلیس آشنا است. در این روشنفکران شهری بود که جنبش ناسیونالیستی منشأ فکری خود را داشت. آن را فقط از شاید اواخر 1930s بود این که رهبران تازه ناسیونالیسم نیجریه ، بیش از حد با منشأ جنوبی ، اولین تلاش جدی خود را برای دستیابی به جمعیت فراتر از دنیای کوچک لاگوس انجام دادند. از اوایل این روند ، یکی از تکنیک های اصلی آنها برای دستیابی به سیاسی ، برقراری ارتباط با مجموعه اجتماعات مبتنی بر مؤسسات مذهبی بومی مانند زیارتگاه ها ، شوخی ها و جوامع ابتکاری بود که نقش مهمی در زندگی اجتماعی و سیاسی ایفا کردند. مناطق شرقی و غربی نیجریه. این مسأله در مورد منطقه غربی روشن است که تاریخچه دولت های آن در سطح کشورها برای رهبران ناسیونالیست شبکه های آماده تأثیر دسترسی جغرافیایی و اجتماعی قابل توجهی فراهم کرده است. در سال 1947 ، Obafemi Awolowo ، doyen سیاستمداران یوروبیا ، با همكاری دیگران ، در Lagos سازمان Egbe Omo Oduduwa را راه اندازی كرد ، این در گروه اقدام ، كه به عنوان یك حزب سیاسی در سال 1951 تأسیس شده بود ، جذب شد و توانست از طریق جوامع موجود كه در میان حاكمان یوروبا چنان تأثیرگذار بودند كه دولت محلی را مطابق احكام قانون غیر مستقیم اداره می كنند ، جذب كنید. جامعه اوگبونی بویژه در مقامات بومی و دادگاههای بومی تأثیر زیادی داشت و در حقیقت اکثر اعضای ارشد کارکنان و شوراهای دادگاه [در اکو مناطق] اوگبونی بودند. ماشین سیاسی آولوولو به سرعت در تسلط بر منطقه غربی ، یکی از سه مؤلفه فدراسیون نیجریه ، دقیقاً در لحظه ای که مقامات استعماری در حال واگذاری فضای سیاسی به احزاب سیاسی نیجریه بودند ، شد. در این شرایط ، نکات برجسته محلی در قسمت شرقی منطقه غربی ، که عمدتاً ساکن غیرجروج بودند ، جامعه مخفی خود ، Owegbe را تأسیس کردند تا بتوانند حامیان خود را در رقابت با گروه Action بسیج کنند. شرقی استان در نیجریه، در عین حال، سیاستمدار برجسته، Nnamdi آزیکیوه، کمتر ایدئولوژیک با ساختارهای موجود از Awolowo به شوهر، اما روش کلی و مشابه در پیوستگی های محلی استفاده می شود.
با ایجاد پیوندها به شبکه های قدرت محلی موجود ، احزاب سیاسی ناسیونالیستی در حال ظهور برای تسلط بر هر یک از سه منطقه نیجریه در سالهای قبل و بعد از استقلال در سال 1960. مرکز فدرال دولت در لاگوس ، ایجاد استعماری بود که به نیجریه منتقل شد. فقط در اواخر دوره استعمار دستها ، از ماده اخلاقی خالی بود ، اما گره انباشت ثروت بود. این مخلوط سمی بود. یک مبارز دوراندیش ضد فساد در اوایل سال 1952 خاطرنشان کرد: رشوه با فساد متحدین خود در این کشور عمیقا کاشته می شود. تأثیر آن چنان حیرت انگیز است که فقط مردان جدی جامعه می توانند فاجعه بزرگی را که پیش روی ماست ، تحقق بخشند.
در شرایط استعمارزدایی و ایجاد یک حاکمیت جدید ، همواره نویسندگان دانشگاهی به عنوان مفید یا مناسب در نظر نگرفتند که بتوانند در این جنبه از دولت نیجریه سیر کنند. با این حال ، استانیسلاو آندرسکی ، جامعه شناس ، کلمه جدیدی را برای توصیف سیستم ابداع کرده است: “کلفت دموکراسی” ، که او آنرا “سیستم حکومتی [توصیف می کند] دقیقاً شامل عمل فروش آنچه در قانون ممنوع است از فروش” نام برد. ، جوهر از دزد سالاری، Andreski اشاره شد، این است که عملکرد ارگانهای قدرت توسط مکانیزم عرضه و تقاضا تعیین می شود و نه از قوانین و مقررات، – به عبارت دیگر ، آن اقتدار یک سیستم مبتنی بر بازار است. او فکر کرد جمهوری اول نیجریه ، که در سال 1960 تأسیس شد ، “عالی ترین نمونه کلفت سالاری” است ، که در آن “قدرت خود به توانایی رشوه دادن استوار است”. بسیاری از ناظران ، چه در آن زمان و چه بعد ، ظهور این شکل از مدیریت را تا حد زیادی به کاستی های سیستم اقتدار بومی نسبت به عملکرد تحت سلطه استعمار نسبت می دادند. نهاد قانون غیرمستقیم اختیارات جدیدی را در اختیار حاکمان محلی قرار داد و در عین حال آنها را از بررسی ها و موازنه هایی که توسط شبکه های متراکم از وظایف و تعهداتی که در اعمال مذهبی ایجاد می شود ، معاف می کرد.
اجسادی که پلیس نیجریه در سال 2004 در حرم اوکیا یافت ، گواهی بر این تکامل تاریخی بود.
حرم اوکیجا
حرم اوکیا از لحاظ تاریخی بخشی از یک مجموعه آیینی است که شاید به مدت دو قرن یا بیشتر بر آن حاکم باشد ، توسط ابینوک پابی ، اوراکل برجسته آرو. به گفته یک مدیر اولیه انگلیس ، “مدیریت فعال” در منطقه قبل از زمان استعمار “در دست کسانی بود که بالاترین عنوان را از آن خود کرده بودند.این مردان ، جاه طلب و ثروتمند بودند … که بیشترین تأثیر را در خانواده داشتند و شورای روستا را تشکیل می دادند.
پراکندگی شهرک هایی که اوکیا را تشکیل می دهند پس از سال 1909 ، در سیستم استعماری حکومت غیرمستقیم گنجانیده شد ، سالی که اوکیا در صلاحیت دادگاه بومی گنجانده شد. از بدو شروع حکومت استعماری ، اوکیا از نزدیک با ایلیا ، شهری در جاده مهم اوورری – اونیتشا همراه بود. دولت استعماری اوکیا و ایهالیا را در همان واحد اداری قرار داده است زیرا آنها “عبادت مشترک می کنند … کشیش اصلی این جوجو را در محله ارشد اوکیا یافت می شود ، اما هر محله نیز حرم خود را دارد.” Ihiala خود، برخی از 10-15 کیلومتر از جایی که امروز حرم Okija واقع شده است، از اختلافات chieftaincy 1945-1962 گرفتار شد، تا آنجا که یک کمیسیون رسمی تحقیق تشکیل شد. شهادت های دقیق و بدست آمده از اعضای جامعه در جریان این تحقیق نشان می دهد که این مرجع و اشخاص برجسته این منطقه از زمان تاریخی با معاشرت ابینوک پابی در مورد انتصاب یک رهبر جدید مشورت کرده اند. پس از استقرار حکومت استعماری در منطقه ، آنها هنوز هم در اکثر جهات کوشیدند تا از گذشته ها پیروی کنند ، به جز آنچه که رسماً “کاربردها و شیوه های نامشخص” خوانده می شد ، به معنای “مواردی از جمله فداکاری های انسانی ، قتل های آیینی ، خرید و فروش انسان است. موجودات
در سالهای پس از استقلال نیجریه در سال 1960 ، حرم اوکیا از اهمیت بالایی برخوردار شد و در واقع به سایه زنی حرم بزرگ سابق این منطقه یعنی ابینوک پابی ، که هنوز گزارش می شود وجود دارد ، اما که از زمان اوج خود کاهش یافته است. یک منبع مصاحبه شده پس از حمله 4 آگوست 2004 ، یادآوری کرد که مجتمع اوکیا به ویژه پس از سال 1970 ، پس از پایان جنگ داخلی نیجریه که در آن اوکیا در منطقه مستقر شده بود و در ابتدا تحت کنترل جمهوری تجزیه طلب بایافرا بود ، رشد کرد. در دوره بلافاصله قبل از یورش پلیس ، از تعداد زیادی از اقامه دعاوی زیارتگاه اوکیا بازدید می شد که بسیاری از آنها از نظر اجتماعی والایی بودند. مجموعه ای از ثبت ها که توسط مردی انجام می شود که به عنوان دبیرخانه حرم توصیف شده است حاوی بیش از 5،000 نام افرادی که از مکان بازدید کرده بودند. تجزیه و تحلیل اسامی نشان داد که بیشتر مراجعین از جنوب شرقی کشور بوده و شامل پزشکان ، وکلا ، مهندسین ، سیاستمداران و مدیران شرکت می باشد. بنا به گزارش ها ، برخی از این دادخواهان مبلغ بسیار زیادی ، حتی صدها هزار نیرو ، معادل هزار دلار ، به رئیس کشیش اوکییا پرداخت کرده اند. برخلاف ادعای کاهنان مبنی بر اینکه هزینه های آن به تعویق افتاده است ، کمترین میزان ثبت شده 5000 دلار نیر (38 دلار در مقادیر 2004) بود. بیشترین پرداخت ثبت شده بیش از 100 برابر این مقدار بود. کمیسر پلیس ایالت آنامبرا ، فلیکس اوگباودو ، که رهبری یورش 2004 در حرم اوکیا را انجام داد ، اظهار داشت که وی از شخصی که ادعا کرده 800،000 نیرو (6707 دلار) پرداخت کرده است ، خبر داشت. علاوه بر این ، دادخواهانی که متعاقبا درگذشتند و اجساد آنها توسط خانواده هایشان به جنگل آورده شد ، کالاهای خود را در حرم مصادره کردند. این بدان معنی بود که مبالغ بسیار قابل توجهی در امور حرم دخیل بودند. کشیشی به نام Ndukwu اعتراف کرد که خانواده وی در لاگوس زندگی می کنند و در آنجا صاحب خانه ها و مشاغل دیگری است. »و اظهار داشت که این حرم می تواند زندگی خوبی را فراهم کند.کمیسر اوگباودو به خبرنگاران گفت که کاهنان حرم صرفاً کلاهبرداری بودند که مردم را از پول خود گول می زدند. وی ادعا کرد که گزارشاتی دریافت کرده است که از زیارتگاهها برای اخاذی استفاده می شود ، گاهی اوقات مقادیر زیادی.
اگر قرار بود هریک از 5،000 مشتری معادل 100 دلار – برآورد محافظه کارانه – پرداخت کند ، این به معنای کل هزینه های نیم میلیون دلار است که در یک دوره نامشخص پرداخت شده است ، به استثنای کالاهای مصادره شده در نوع و پرداخت هایی که در ثبت ها انجام نشده است. این مبلغ قابل ملاحظه است اما از نظر مقایسه ، کمتر از میزان تولید شده توسط معبد ابینوکپابی در نخستین دوره خود چشمگیر است. مقام رسمی انگلیس شانکلند تخمین زد که وقتی ابینوک پابی برای بار دوم حذف شد ، در سال 1912 ، درآمد آن حدود 16000 پوند در سال بود ، در دوره ای که پول کمی در گردش بود. وی خاطرنشان كرد: “اگر این ارقام صحیح باشند” ، درآمد یوجو در روزهای نخل خود ، به ویژه قبل از اینكه گام های پرانرژی برای سرکوب تجارت برده ها برداشته شود ، باید حیرت انگیز باشد.
سالهای پس از جنگ داخلی ، دوره نخستین رونق نفتی نیجریه بود ، که عموماً توافق می شود که تغییر در مقیاس سیاست پیوند و رشوه در سیاست این کشور داشته باشد. فساد سیاسی به نسبت های خارق العاده ای افزایش یافت ، و احساس ثروتهای گسترده ای را در انتظار کسانی که می دانستند چگونه به آنها دسترسی پیدا کنند ، ایجاد کرد. پایان رونق نفت ، در اوایل دهه 1980 ، نه تنها تعداد زیادی از مردم را به سختی شدید اقتصادی فرو برد ، بلکه بینایی از ثروت فوری را که اخیراً در نظر گرفته شده بود ، خراب کرد. یک برنامه تنظیم ساختاری که از سال 1985 معرفی شده است حس کوکی و نارضایتی را در بین بسیاری از نیجریه ها جلب کرده است. در زمان ژنرال هوادار ابراهیم بابانگیدا ، نیجریه تحت الشعلی از قانون قرار گرفت که براساس آن ، “پرداخت مستقیم و نعمت های اداری به طور فزاینده ای توسط آربیتراژهای تحت تأثیر سیاسی در بازارهای مختلف داخلی مورد پیگرد قرار می گرفت.” در دهه 1980 ، توسط بیشتر حساب ها ، نیجریه شروع به بدست آوردن شهرت زشت به عنوان محل تقلبات بین المللی بین المللی با عنوان “419” (تلفظ “چهار یك نه”) كرد ، كه نام آن در مقاله های مربوطه است. کد جنایی کشور عبارت “419” اکنون نیجریه ها برای تعیین طیف گسترده ای از فعالیت های نامشخص استفاده می کنند. نوهو ریبادو ، رئیس کمیسیون جرایم اقتصادی و مالی ، در سال 2006 گفت: “بگذارید یک لکه را با یک لکه بنامیم. این دوره زمانی است که ما در مورد 419 شروع به شنیدن کردیم ، این دوره ای است که ما با مشکلات دارویی شروع کردیم. این دوره است که بزرگان (در ارتش) شروع به خرید ملک در لندن کردند. در ایگبولند ، وخامت عمومی در اوضاع سیاسی و اقتصادی توسط عوامل خاصی از جمله عقیده گسترده مبنی بر حاشیه ماندن ایگبوس در نتیجه شورش های ناموفق بیافران پیچیده شد.
با توجه به این تاریخ ، جالب است بدانید که رئیس جمهور اتحادیه شهر اوکیا در سال 2004 اظهار داشت که در ده سال گذشته حرم توسط جنایتکاران متخصص در 419 کلاهبرداری حمایت می شد و آن را به یک سرمایه گذاری صرفاً پول سازی تبدیل می کرد. در حقیقت ، گفته می شود یکی از اجساد موجود در جنگل اطراف حرم اصلی ، از کلاهبردار بدنام 419 ویکتور اوکافور ، معروف به “Ezego” (پادشاه پول) است. بنا بر گزارش ها ، اوكافور كه بومی منطقه منطقه دولت محلی ایهالیا بود ، از مدرسه راهنمایی خارج شده و به جرم جنایی برده شد و در سال 1980 قبل از عزیمت به لاگوس در سال 1989 ، بخشی از یك باند سارقین مسلح در اونیتشا شد. سال ها ، او به طرز فریبنده ای ثروتمند شده بود ، بنا بر گزارش ها از تقلب و تجارت مواد مخدر. وی خواص بسیاری ، ناوگان ماشینهای لوکس و دو مرکز خرید در لاگوس را به دست آورد. وی به احزاب اسراف آمیز با حضور سیاستمداران و افسران ارشد نظامی پرداخت. همانطور که در ایگبولند مرسوم است ، او مقداری از پول خود را در عناوین معتبر سرمایه گذاری کرد ، بنابراین نام “Ezego” را به دست آورد ، افتخاری در دسترس کسانی که در تجارت موفق بوده اند. وی یک علامت تزئین شده با دلار ، استرلینگ ، ین و نمادهای نیرو دارد که بر فراز جاده در ورودی اوکیا بنا شده و آن را به عنوان زادگاهش اعلام می کند. اوكافور كه به عنوان “يكي از پادشاهان 419 در نيجريه” توصيف شده است ، به شدت درگير فتنه هاي سياسي شد و پس از آنكه به سرقت مهمات از يك ساختمان اطلاعاتي ارتش در لاگوس در سال 1997 متصل شد ، طلسم كوتاهي را در زندان به سر برد.
ویکتور اوکافور که با ثروتمند شدن ثروتمند شد ، توجه خود را به سیاست های دولت معطوف کرد. هنگامی که نیجریه پس از 16 سال حکومت نظامی در سال 1999 به حکومت غیرنظامی بازگشت ، نخستین انتخابات کبدی در ایالت آنامبرا توسط چنووک مادادینجو ، عضو حزب دموکراتیک خلق (PDP) به دست آمد. رهبر این حزب ، ژنرال سابق ارتش ، اولوسegun اوباسانجو ، به عنوان رئیس دولت انتخاب شد. Mbadinuju برای تأمین بودجه تبلیغات انتخاباتی خود ، از بزرگترین ثروتمند نفتی به بزرگی اعتماد كرده بود. بلافاصله پس از انتخاب وی ، فرماندار مادادینجو با این پشتیبان مالی اختلاف نظرهای جدی داشت ، به ویژه در خصوص تخصیص قراردادهای دولت ، منبع اصلی غنی سازی برای اعضای طبقه پلوتوکراتیک کشور بود. همانطور که مادادینوجو برای فرار از چنگال حامی خود ، ایالت ، گریخت. دولت s به دلیل ابتذال و ثبت نام خود از پسران Bakassi ، گروهی هوشیار که در ابتدا از محبوبیت قابل توجهی در بخش دیگری از جنوب شرقی که توسط فرماندار Mbadinuju با هم انتخاب شده بودند ، مشهور شد. پسران باکاسی در دوران تصدی وی به عنوان یک باند اراذل و اوباش سیاسی ظاهر شدند. یکی از روشهایی که مادادینجو برای اجرای اقتدار خود در دولت ایالتی به کار برد ، واجب نمودن انتصاب های سیاسی وی به سوگند وفاداری با او در حرم های ایالت آنامبرا بود.
علاقه روزافزون ویکتور اوکافور به سیاست های کشور خود ، وی را به تماس با چوما نزریبه ، مشاور امنیتی دولت ایالت آنامبرا ، یکی از سازمان دهندگان پسران باکاسی و یکی از مجرمین برجسته سیاست ایالتی آنامبرا تبدیل کرد. گزارش شده است که خود نزیبه پیشینه مشکوکی دارد. به روزنامه نگار که در مورد حرم اوکیا پس از یورش پلیس 2004 مشغول تحقیق هستند ، گفته شد که این دو مرد رابطه تجاری داشته اند که تبدیل به ترش شده است و باعث شده است که با اختلاف نظرشان ، آنها به حرم اوکیا نزدیک شوند. هنگامی که اوکافور در کریسمس 1999 در یک سانحه رانندگی کشته شد ، به طور گسترده ای فرض بر این بود که مرگ وی عذابی است که توسط حرم اقیجاء با استفاده از قدرت عرفانی آن انجام شده است.
داستان ویکتور اوکافور به پیشنهادی که توسط برخی از مردم اوکیا مصاحبه شده در پی حمله پلیس آگوست 2004 انجام شد مبنی بر اینکه حرم اوکیا بخاطر توانایی ادعا شده در قتل شهرت خاصی یافته است ، تأثیر می گذارد. کسی که اعتراف کرد که پلیس راجع به وجود اجساد در حرم مطهر کرده است و از این طریق تحریک پلیس می شود ، یکی از افراد چوکومزیزی اودگ ایگوه بود که خودش در منازعه مشاجره کرده بود و باعث سوگند او در حرم شد. در نتیجه ، او نسبت به برخی از افراد قدرتمند مرتبط با آن كینه ایجاد كرده بود. ایگوه اظهار داشت كه مسئولان حرم اوكیا:
اکنون شیوه شیطانی خود را به مناطق دیگر ایالت گسترش داده اند … به تمام شهرهایی که دارای زیارتگاه هایی هستند ، و حرم های آنها کشته نشده است. آنها می گویند كه حرم آنها كشته نمی شود و اكنون آنها را با همان كارهایی كه با حرم اوكیا انجام می دهند ، آغاز می كنند.
کمیسر اوگباودو خود به قدرتهای ترسناک حرم اشاره کرد. “وقتی من می رفتم” ، وی در رابطه با یورش پلیس آگوست 2004 گفت:
مردم به من تلفن می گفتند ” اوگا مراقب باش. که جوجو خیلی خطرناک است. با آن شوخی نکنید. تا آنجا که من نگران هستم ، این جنایتکاران متداول هستند که به دنبال چه چیزی می خورند و آدم های ساده لوح در بین ما همیشه در برابر آنها قرار می گیرند.
اوگباودو کاهنان حرم را که او فقط 419 سال معمولی نامیده بودند ، عزل می کرد.
مقامات مجتمع اوکیا تأکید کردند که اجساد پیدا شده در محل ، بقایای افرادی نیست که در بیشه هایی که در آن حرم اصلی قرار داشت ، جان باختند ، بلکه اجساد را از جاهای دیگر آورده بودند. در برخی زمینه ها ، حرم با ظرفیت وفاداری عمل می کرد و توافق نامه موقت بین دو طرف را تضمین می کرد. به نظر می رسید این نقش اصلی آن در روابط بین سیاستمداران است. در موارد دیگر ، افرادی که مشاجره داشتند ، اغلب افراد بازرگان یا افرادی که درگیر درگیری های زمینی بودند ، در جستجوی عدالت به حرم آمدند و برای حمایت از شاکیان خود سوگند یاد کردند.اگر شاکی به تنهایی به حرم بیاید ، ممکن است کاهنان طرفهای دیگر این پرونده را احضار کنند تا به همان روشی که ممکن است یک دادگاه عادی انجام شود ، حضور پیدا کنند ، و این کار تا حد زیادی از طریق شبکه های حاکمان سنتی انجام می شود. اگر بعداً یکی از دادخواهان درگذشت ، او را به عنوان مجازات الهی حرم قلمداد می کردند و خانواده وی موظف می شدند که جسد را به حرم بیاورند. کشیشان حرم گفتند: از این بیم که اگر این کار را نکنند ، خدایان عصبانی شروع به کشتن بعدی خویشاوندان متوفی کردند ، جسد را به حرم آوردند تا خشم خدایان را به آرامش بکشند. در انتقام با این حال ، بسیاری از افراد تصور می کردند که ممکن است مرگ های منتسب به حرم نیز در اثر آداب و رسوم انسانی ایجاد شده باشد ، در قالب آداب و رسوم طراحی شده برای قتل یک قربانی به وسیله عرفانی یا با استفاده از سموم. پیشنهادی مبنی بر اینکه حرم قدرت کشتن دادخواهان نافرجام یا ناموفق را دارد ، متناسب با پرونده ویکتور ‘Ezego’ Okafor است که سقوط آن منجر به اثبات این مسئله شد که حرم وی را به عنوان یک جرم مقصر دانست و بر همین اساس او را مجازات کرده است.
تقریباً هر منبع مربوطه ، از جمله افسران پلیس و یک روحانی محلی آنگلیکن یا کاتولیک که با فعالیتهای این حرم آشنا بود ، ادعاهای خود مقامات حرم را تأیید کرد که حرم اوکیا عملکردی شبه قضایی دارد ، حتی اگر آن را به اهداف دیگری نیز خدمت کند. خوب. حاکم سنتی اوکیا در این باره اظهارات رسمی کرد:
مردم به دلیل عدالت فوری و مداوم که از حرم دریافت می کنند برای حل و فصل پرونده های خود به حرم ها می روند. به این دلیل است که این افراد از دور و به دور ، برای تصمیم شخصی خود به عدالت می روند. … اگر پس از حل و فصل یک پرونده و مقصر سرانجام درگذشت ، به رئیس کشیش گزارش می شود که اجازه می دهد جسد را با خود به دست بیاورد و داخل حرم جنگل انداخته شود ، دقیقاً همانطور که توسط روابط مرده دفن شده یا به جا مانده است. بعضی از جمجمه های کشف شده از حرم می تواند از همه کسانی که اکنون کشیش حرم ها هستند قدیمی تر باشد.
شهرت حرم اوکیا به عنوان توزیع کننده عدالت گسترده بود. کمیسر اوگباودو ، رئیس پلیس ایالتی آنامبرا ، اظهار داشت که اوکیا به خاطر این نوع زیارتگاه های شرور در ایگبولند بدنام شده است. روزنامه های متعددی ادعا می کردند که در بسیاری از مناطق دیگر کشور زیارتگاه های مشابه وجود داشته است ، در واقع نام برخی از آنها چاپ می شود.
به نظر می رسد که حرم اوکیا فقط در اواخر قرن بیستم به برجستگی رسیده است ، و گرچه هیچ نقش رسمی در ماشین آلات دولت و یا در سیستم سیاسی نداشت ، اما با این وجود نفوذ قابل توجهی به دست آورد. ردیابی این روند طی چند دهه ، ماهیت واقعی سیاست نیجریه را آشکار می کند.
فرهنگ محلی و سیاست های ملی
سیاستمداری که نام او بیشتر در گزارش های مطبوعاتی از اوت 2004 با حرم همراه بود ، کریس نگیگ ، فرماندار پیشین ایالت آنامبرا بود. وی اعتراف کرد که در سال قبل با حرم معامله داشته است ، هرچند نام وی در ثبتی که توسط دبیر حرم وجود داشت ، ثبت نشده است و وی ادعا کرده که وی در واقع وارد حرم نشده است. نگیگ به دلیل وقایع خارق العاده 10 ژوئیه 2003 ، هنگامی که وی ربوده شد و مجبور به استعفا به عنوان فرماندار ایالتی شد ، حتی در خارج از ایالت آنامبرا حتی برای مردم نیجریه کاملاً شناخته شده بود.
حماسه آدم ربایی نگری ، ریشه در تنش بین قدرتهای گسترده ای دارد که طبق قانون اساسی نیجریه به فرمانداران منتخب ایالت های منتخب داده می شود و واقعیت یک سیستم سیاسی است که مبتنی بر سیستمهای حامی رقیب است که با مبالغ هنگفتی نفتی می شوند. دولتهای نظامی به سرپرستی ژنرال ابراهیم بابانگیدا از 1985 تا 1993 و جنرال ثانی آباچا از سال 1993 تا 1998 شاهد ظهور آنچه نیجریه ها “ایزد سیاسی” می نامند بود.این نامی است که برای افراد بسیار ثروتمند و غالباً بدون هیچگونه وضعیت رسمی در سیستم سیاسی یا دولت اعمال می شود ، که بودجه تبلیغات انتخاباتی نامزدها را برای سمت های کلیدی در سمت های عمومی ، به ویژه به عنوان فرمانداران ایالتی ، تأمین می کنند ، همانطور که در ایالت آنامبرا وجود داشت. در سال 1999. “خدایان” امیدوار بودند كه از پشت پرده سیاست را دستکاری كنند و با استفاده از مواضع خود از مزایای مالی بهره مند شوند و باعث شود كه قراردادهای رسمی به شركتهای مورد علاقه منتسب شود. خدایان سیاسی به ابزاری تبدیل شده اند که هنوز چهره های با نفوذ بیشتری ، که اغلب اوقات ژنرال های سابق مانند خود بابانگیدا هستند ، علی رغم وجود سیستم دموکراتیک و فدرال حكومتی متشكل از 36 ایالت مجزا ، توانسته اند روابط قدرت و ثروت را هماهنگ كنند.
امور حرم مطهر اوکیا نشان داد که خدایان سیاسی در ایالت آنامبرا قدرت خود را از طریق افراد ثروتمند و از طریق حاکمان سنتی و زیارتگاه ها چگونه منتقل می کنند ، اگرچه روحانیون مسیحی گاهی در این شبکه های پشتیبان نیز حضور داشتند. همانطور که یک روزنامه نگار بصیرت توضیح داد ، خدایان توانستند به لطف ثروت و قدرتی که سرانجام ناشی از ارتباط آنها با ارشد ترین مقامات کشور بود ، مواضع خود را حفظ کنند ، که در اوایل قرن بیست و یکم به معنای رئیس جمهور یا معاون بود. رئيس جمهور:
با این ارتباط ، آنها می توانند تعداد زیادی از پلیس و سرباز را بارگیری کنند و در ترساندن کاروانهای آژیر شده به ایالت آنامبرا به سفر بپردازند تا میزان قدرت آنها را نشان دهند. اتصال به ابوجا همچنین به معنای این بود که آنها می توانند در پیش روی این حاکمان ابوجا قرار بگیرند و برای مأمورانی که در آن حضور دارند کمیسیون جمع کنند. و با این ارتباط ، آنها می توانند هر کسی را در خانه دولت ایالت آنامبرا نصب کنند و اجاره ماهانه چندین میلیون نیرو را دریافت کنند ، که سپس آنها را قبل از حاکمان گرسنه و متقاضی کار سنتی ، روحانیون ، پزشکان جادوگر ، صاحبان حرم ، ونابای سیاسی شعله ور می کردند. و البته اراذل و اوباش و افراد وظیفه مربوطه.
تا حدودی در نتیجه سیستم پدرخوانده ، سیاست برخی ایالتها از جمله آنامبرا نه تنها کینه توزتر بلکه بلکه با گذشت زمان خشن تر شد ، زیرا روسای جمهور و معاونان رئیس جمهور تلاش کردند تا از طریق پدرخوانده سیستم های حامی خود را در ایالات های فردی حفظ کنند. با وجود این واقعیت که بسیاری از ایگبوها به شدت از سیاست دولت سرخورده بودند ، رقابت سیاسی در آنامبرا وحشتناک شد ، و معتقد بودند که از زمان جنگ داخلی که در سال 1970 به پایان رسید و متعاقباً ، ایگبوس ، منطقه محل زندگی آنها هرگز به طور کامل به نیجریه نیوفته بود. از مواضع کلیدی سیاسی خارج شدند.
در طی آماده سازی برای انتخابات عمومی و ریاست جمهوری در سال 2003 ، فرماندار فعلی ایالت Anambra ، Chinwoke Mbadinuju ، توسط حزب PDP کنار گذاشته شد ، بیشتر به دلیل درگیری هایی که او با پدرخوانده ای که حامی انتخابات اولیه خود بود ، انجام داده است. وی به عنوان نامزد PDP در انتخابات سال 2003 توسط یک پزشک پزشکی کمی شناخته شده ، کریس نگیگ جایگزین شد. نگیج به نوبه خود توسط پدرخوانده سیاسی خود ، یکی از کریس اوبا ، حمایت می شد. اولی از زمان برادرش ، اندی اوبا ، به عنوان یاری معاون رئیس جمهور اوباسانجو به ریاست جمهوری دسترسی خوبی داشت. اندی اوبا نیز با خواهر همسر رئیس جمهور اوباسانجو ازدواج کرد. با یادآوری تجربیات کبودی آخرین روابط پدر و مادر در ایالت آنامبرا ، کریس اوبا از نامزد خود ، کریس نگیگ ، فرماندار نامزد خود ، استعفا نامه امضا شده ای را که اوبا به عنوان بیمه نامه نگه داشت ، استخراج کرد. Uba همچنین در عمل امضای این نامه ، ویدئویی از Ngige را نگه داشت. در آوریل 2003 ، نگیگ به درستی به عنوان فرماندار ایالت آنامبرا انتخاب شد. با این حال ، همانطور که اوبا پیش بینی کرده بود ، در طی چند هفته از انتخابات ، پدرخوانده در رابطه با اعطای قراردادهای ایالتی ، با نماینده خود ، فرماندار نگیگ ، با اختلافات جدی روبرو شد. اوبا تصمیم گرفت از نامه استعفا استفاده کند. در 10 ژوئیه 2003 ، او به آدم ربایی فرماندار نگیگ متوسل شد. استعفای دوم به مطبوعات اعلام شد و با نمایش نامه امضا شده تأیید شد. به همین مناسبت گزارش شده است که نگیگ سوگند یاد کرده است که توسط مقامات حرم اقیا انجام شده است ، گفته در این شرکت از «پدرخوانده» او، کریس UBA، و از CHUMA Nzeribe، عضو آنامبرا مجلس نمایندگان ایالتی برای منطقه Ihiala، مشاور سابق امنیتی فرماندار دولت و وابسته مدتی در اواخر ویکتور اوکافور. در حقیقت ، حرم اوکیا به عنوان بخش اصلی ماشین آلات شبکه پشتیبانی که در آن سه مرحله وجود دارد ، خدمت کرده است. همچنین آشکار شد که اوبا اعضای مجلس نمایندگان مجلس را موظف کرده است که سوگند یاد کنند ، در واقع اشیاء فرقه ای را از حرم اوکیا در یک مهمانخانه که مورد استفاده مجمع نمایندگان بود ، برای آنها به ارمغان آورد.
شایعاتی مبنی بر اینكه سایر معاونان ایالتی نیز از حرم اوكیا بازدید كرده بودند ، هنگامی تقویت شد كه یك دستیار سابق فرماندار ارجی اوزور كالو از ایالت ابیا در مطبوعات ادعا كرد كه والی كالو كلیه كابینه خود را ملزم كرده است كه در آنجا سوگند بخشد. این کار را وی به دستور مادرش یونیس یورز کالو انجام داد ، که یک دستگاه سیاسی معروف به سازمان واقعیت را اداره می کرد و به عنوان قدرت واقعی پشت فرماندار تلقی می شد در حقیقت ، یک پدرخوانده سیاسی علاوه بر اینکه مادر بیولوژیکی والی است. معاون سابق ، یکی از اامه ابراهیم ننا ، به دلیل ارتباط خود با زیارتگاه های بومی ، دولت فرماندار کالو را “شیطان پرستی” توصیف کرد. وی ادعا کرد که فرماندار از یک هماهنگ کننده فعالیت های حرم استفاده می کند ، یک رئیس دولت محلی که به عنوان فرمانده بزرگ ادیان شناخته می شود. نقش حرم در بازیگری به عنوان وام دهنده برای انجام معاملات سیاسی بین پدرخوانده ها و نامزدهای دولتمردان ، یا بین فرمانداران و معاونین و مددجویان آنها ، شدت فعالیت های ثبت شده در ثبت نام های موجود در حرم اوکیا را در سال 2002-3 ، در شرکت در انتخابات gubernatorial سال گذشته. شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینكه هنوز شخصیتهای سیاسی برجسته تری از حرم اوكیا بازدید كرده اند ، از جمله دو رئیس سابق ارتش كشور.
افشای نقشی که حرم اوکیا ایفا کرده است در مشاغل حداقل دو فرماندار ایالتی ، کریس نگیگ از آنامبرا و ارجی اوزور کالو از ابیا ، چشم انداز مهمی را در زمینه سیاسی حمله پلیس 4 آگوست 2004 پرتاب می کند. به نظر می رسد که این حمله از نظر روابط ممتد بین والیان پی در پی و پدرخوانده های سیاسی آنها انگیزه سیاسی زیادی داشته است. شبکه های مشتری مداری رقیب ، که به بخش اصلی کشور نیجریه متصل هستند ، با استفاده از حرم اوکیا و شاید دیگر زیارتگاه ها نیز به عنوان نقاط گرهناک روابطشان ، برای کنترل دولت آنامبرا در تلاشند. قرار گرفتن در معرض حرم از طریق مطبوعات ، دلخوری هوشمندانه برای کشف و شرمساری یک گروه رقیب بود.
علاوه بر این که این روابط سیاسی را لخت نکرده بود ، تأثیر بیشتر حمله 4 پلیس آگوست به بانکهای محلی انجام شد ، زیرا برخی از متدینین و ذینفعان حرم ، پولهایی را که با حرم در ارتباط بودند از حساب خود برداشت کردند. گفته می شود بسیاری از این افراد نگران بازرگانان ایالت آنامبرا هستند که پس از بازدید از حرم ثروتمند شده بودند. برخی از کسانی که معتقد بودند از “معجون پول” حرم ، یعنی اشیایی که برای رونق مشتری فراهم کرده است ، رونق گرفته اند ، می ترسیدند که قدرت این کشور هم اکنون از بین برود. از این بابت بیشتر ، آنها همچنین می ترسیدند که این رسوایی باعث شود مقامات شروع به بررسی امور مالی ، سوابق مالیاتی خود و غیره کنند. این مطابق با دیدگاه برخی افراد مبنی بر اینکه این حمله به معنای بزرگتر سیاسی بوده است ، به عنوان روشی برای اعمال فشار بر جامعه تجاری Igbo است. برخی از بازرگانان Igbo به یاد می آورند که چگونه ، پس از جنگ داخلی سالهای 1970-1770 ، حساب های بانکی که توسط Igbos برگزار می شد توسط دولت بسته شده بود ، و دارندگان حساب ها مبلغ ناخالص را جبران می کردند. آنها اکنون از یک اقدام مشابه شدید می ترسیدند. یکی از بازرگانان شکایت کرد که ، پس از جنگ داخلی ، “ایگبوس” را در گوشه ای جعبه کرده است ، به گفته وی ، از کنترل دولت و دسترسی به قراردادهای دولتی خارج شده است ، و از این طریق مجبور به مشاغل غیر متعارف ، از جمله کلاهبرداری از پیش پرداخت و مواد مخدر برخی از تحلیلگران معتقدند فعالیت دوم پس از نفت دومین و سومین بخش از اقتصاد نیجریه است.
از بسیاری جهات ، نقشی که زیارتگاه ها ، روسا و دیگر عناصر شبه سنتی دولت بازی می کنند ، نتیجه منطقی قانون غیرمستقیم است. استعمار مراکز و فنون کاملاً جدیدی از قدرت ایجاد کرد. استعمار ، به نیجریه ها امکان دسترسی به همین سایت ها را داد ، به همراه منابع عظیم تحت کنترل آنها.با این حال ، سایت های اصلی برای ایجاد اوراق بهادار اخلاقی که سیاستمداران را با اعضای آن پیوند می دهد ، بشدت بومی شده اند. روابط اخلاقی بین قدرتمندان و افراد با قدرت کمتر در طول تاریخ از طریق مؤسساتی که ریشه در جوامع خاصی دارند که توسط قانون غیرمستقیم شکل گرفته یا تغییر شکل داده اند ، بیان شده است. سیاستمداران بلندپرواز ملی در اوایل قرن بیست و یکم ، مانند آنهایی که نیم قرن زودتر ،
خلاء اخلاقی در عرصه رسمی رسمی سیاسی نیجریه از مدت ها قبل توسط پیتر اکه از نظر دو نهاد مجزا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت ، یکی قلمرو عمومی مدرن و دیگری قشر سنتی. به گفته ناظر ادراکی ، اوگبو کالو ، گرایش تاریخی سیاستمداران نیجریه به ایجاد پیوند با مراکز محلی نفوذ سیاسی از طریق ارتباط با زیارتگاهها و سایر نهادهای مذهبی بومی از هر زمان دیگری تحت حاکمیت ژنرالهای بابانگیدا و آباچا حادتر شد. سینیک ها به شوخی گفتند که نام “Abacha” در واقع مخفف است: “پس از رسیدن Babangida جنایی دیگر”.كالو اظهار داشت ، “بحران مشروعیت ، سیاست های فراتر از سیاست را فعال می كند” ، قلمرویی كه مردم دنیای سیاسی خود را ایجاد می كنند و در آنجا خرد حکام را مسخره می كنند. وی ادامه داد که چگونه اخلاق سیاسی در نیجریه مبتنی بر “جهان بینی سنتی” است. هرچه بیشتر ایدئولوژی ها و اخلاق رسمی دولت نیجریه به چشم می خورد ، گرایش به “خطرناک شدن حوزه عمومی مدرن” بیشتر می شود. در حالی که سیاستمداران به دنبال منابع جدیدی از مشروعیت بودند ، افرادی که نهادهای مذهبی بومی را کنترل می کردند ، توانستند قدرت اقتصادی و سیاسی را در بخش مدرن بسیج کنند. این تابعی از «شدت گرفتاریهای مادی و روانی ناشی از بحران مشروعیت» بود. اما وقتی نهادهای مذهبی تأسیس شده مانند حرم اوکیا وارد فضای سیاست ملی می شوند ، اعتدال یا مرزهای سنتی را رعایت نمی کنند ، “زیرا فضای مدرن قرار است فضایی نامحدود و بی حد و مرز باشد”. کانالهای ارتباطی با دنیای روحیه ادراک شده ای که توسط حرم ها کنترل می شوند در اختیار آن دسته از مشتریانی قرار می گیرند که وسیله پرداخت هزینه برای آنها را دارند. در عین حال ، این اشکال ارتباطی کنترل نهادی گسترده تری دارند.
اخلاق اخلاقی
زیربنای شرمساری که توسط سیاستمداران و روشنفکران ایگبو بواسطه افشاگری های عمومی در مورد حرم اوکیا ایجاد شده است ، این سؤال تاریخی را مطرح می کند که چگونه ادراکات قومیت و فرهنگ در نیجریه شکل گرفته است ، خصوصاً از طریق سازوکارهای سیاسی قانون غیرمستقیم و مردم شناسی نزدیک به سیاست فدرال نیجریه. .
این واقعیت که برخی افراد حمله به پلیس را حمله به فرهنگ Igbo و ارزش اخلاقی رویه های سنتی تفسیر می کنند ، نشانگر درجه ای است که منابع قومی نیز منابع اخلاقی هستند. با این حال ، برخی دیگر ، دیدگاه کاملاً منفی نسبت به حرم اوکیا ابراز کردند و از تلاش پلیس برای تخریب آنچه که آنها به عنوان یک نهاد ابتدایی می دیدند ، تشویق کردند. کمیسر اوگباودو ادعا کرد که پس از این عمل ، وی را از شهروندان سرشناس این شهر تبریک گفت ، که وی را به خاطر شجاعتش در شکستن دیوار ترس در اطراف حرم ، تقدیر کرد. گفت: “من از افراد خوب Igbo قدردانی کرده ام ،” او گفت:
یکی از آنها به من گفت: “آقا ، شما نمی دانید که برای Iggos چه کار کرده اید … شما نمی دانید چه کارهایی را برای نسل هایی انجام داده اید که هنوز به دنیا نیامده اند.” وی گفت: مردم اوکیا و کل نژاد ایگبو طی سالها در اسارت بوده اند.
یک کمیساریای سابق امور ایالتی امور زنان این حمله را “روز آزادی برای مردم اوقیا” توصیف کرد و تصریح کرد: “من رهایی از ترور و اسارت شر است که مردم ما از همه این سالها در آن نگه داشته شده اند”. ابهام بیان شده در نظرات مردم در مورد حرم اوکیا ، بیانگر یک دوگانگی اساسی در مورد خصوصیات اخلاقی مرتبط با قومیت است. “قومیت اخلاقی” توسط جان لونزدال تعریف شده است که “معیار داخلی فضیلت مدنی را که با آن عزت نفس شخصی خود را می سنجیم” به چالش می کشد. وی اظهار داشت ، “این بسیار متفاوت از” قبیله گرایی سیاسی “غیر اصولی است که با آن گروه ها برای منابع عمومی رقابت می کنند.
مباحث مربوط به شایستگی یا نابسامانی فرهنگ “سنتی” ، و استفاده یا سوءاستفاده از آن توسط سیاستمداران ، غالباً به لحاظ مذهبی مطرح می شود. بنابراین ، در میان کسانی که حمله به اوکیا را جشن می گرفتند ، رهبران مسیحی وجود داشتند که حرم برای آنها نمایانگر مظهر فرومایگی و حتی شیطان پرستی بود. الكساندر اژوگو اكوووبا ، اسقف دفتر مرکزی مأموریت مسیحیان غلبه بر اوورری ، یك رسول خودخوانده “مطرح شده توسط خدا برای مقابله با زنان و مردان غیور غیور در این نسل”. ، گفت که با کاهنان حرم اقیجا رابطه داشته است. وی ادعا كرد كه یورش اوت 2004 ، تحقق لعنتى بود كه او سال قبل از آنكه یكی از یك كشیش خود را به خاطر ادعای یك خدای اوكیا كشته شده بود ، در حرم قرار داده بود ، و به دنبال آن یك كشیش زیارتگاه جسد این مرد را خواسته بود. اكووبه گفت: در روز دفن كشیش ، بیست كاهن حرم آمده بودند تا جسد را ببرند و اموال آن مرحوم را به دست بگیرند. اسقف اكوبوبا گفت كه او از خدا خواسته است اگر كاهنان توبه نكنند حرم را نابود كنند ، از این رو كاهنان با حمله به او گفتند كه تنها هفت روز عمر دارد. این اوج درگیری طولانی تر بود ، مربوط به سال 2000 ، هنگامی که مقامات حرم دو مرد و وکیلشان را احضار کرده بودند تا در پاسخ به طرح دعوی در حرم حضور پیدا کنند ، پس از آن اسقف اکویوبا به کاهنان نوشت و آنها را فرزندان شیطان خواند. جالب اینجاست که اسقف اکویوبا در جریان اغتشاشات اوورری در سال 1996 دچار سوختگی کلیسا و خانه اش شده بود که قبلاً به آنها اشاره شده بود. او این حملات را به كار علاء اوگباگا ، یك خدای در ایالت ایمو نسبت داد.
برای مقامات یک کشور مستقل مانند نیجریه ، که به طور رسمی ادعا می کند انحصار خشونت مشروع ، حمایت از حاکمیت قانون است و آرزو دارد تا جایگاه خود را در خانواده بین المللی ملل حفظ کند ، افشاگری ها درباره حرم اوکیا به اندازه یک جای تعجب نیست. (از آنجایی که کاملاً مشخص است که وجود چنین مکانهایی کاملاً شناخته شده است) اما با این وجود به عنوان یک ضربه ، از آنجایی که آنها سیاستمداران و مقاماتی را که مواضع آنها را ملزم به بیان هنجارهای پذیرفته شده بین المللی بین المللی کند ، خجالت می کشند. از این رو ، واکنش بازرس کل پلیس ، Tafa Balogun ، که اظهار داشت: “نیجریه عضو برجسته ای در جامعه بین المللی است و به همین ترتیب ما باید ، در هر زمان ، مطابقت داشته باشیم و به نظر می رسد که مطابق با همه هنجارها ، قراردادها و قوانین است. اینها طبیعی نیستند که زندگی مسالمت آمیز و همزیستی قابل احترام انسان باشد.
عدم تطابق بین نظریه حقوقی و قانون اساسی در مورد نحوه کار دولت نیجریه و از طرف دیگر واقعیت آن تا حد زیادی مترادف با آنچه که اغلب با عنوان “فساد” خوانده می شود. یکی از مفسران ، ناآگاهی نیجریه را در این رابطه به “تعامل پیچیده بین درک بومی و خارجی از رفتار مناسب دولت” نسبت می دهد. همان نویسنده می افزاید ، فساد نیجریه محصول سه عامل است: اول ، روابط حامی و مشتری. دوم ، استفاده از پارادایمهای تکنوکراتیک و دانشگاهی که با واقعیت سازگار نیستند. و سوم ، تاریخ واقعی حکومت در نیجریه. به طور خلاصه ، “فساد” نه تنها عمل ترکیب اداری رسمی با دستیابی به غنی سازی غیرقانونی خصوصی ، بلکه یک اصطلاح کوتاه کاری است که موقعیتی پیچیده را تعیین می کند که در آن واقعیت حکومت با چارچوب قانونی متفاوت است که به طور رسمی محدود به عملکرد دولت است. . در این شکاف قدرت سیاسی ایجاد می شود و ثروت گسترده ای حاصل می شود و نابرابری اجتماعی و اقتصادی ایجاد می کند.
اختلاف بین اعمال رسمی و غیر رسمی قدرت نیز یک شکاف اخلاقی است و شاید مهمترین وسیله برای نیجریه ها برای تصور و پرداختن به معضلات اخلاقی ناشی از آن ، دین باشد. این امر باید از این حقیقت ناشی شود که قدرت از لحاظ تاریخی در نیجریه به عنوان یک نیروی یکپارچه و نه از نظر تقسیم سفت و سخت به قلمروهای جداگانه سیاست و دین تصور شده است. از اواسط قرن نوزدهم ، حداقل سه جریان کلی تاریخی وجود داشته است که ذکر کردن آنها در این زمینه اهمیت دارد. نخست ، تمایل به تحمیل یک دوگانگی به دنیای روح وجود داشته است ، که روحیه به عنوان خوب یا بد طبقه بندی می شوند ، تا حد زیادی تحت تأثیر مبلغین قرار می گیرند. دوم ، گرایش ویژه ای برای مسیحیان وجود دارد كه مفاهیم قدیمی تر دنیای روح را شیطنت می كنند. سوم ، مردم امروزه مشکلات بیشتری را نسبت به گذشته درگیر شدن با دنیای روح و بدر بردن روحیاتی که در آنجا درک می کنند تجربه می کنند.
از این رو ، برای بسیاری از مسیحیان متولد شده نیجریه ، مانند اسقف اکویوبا ، فعالیت های آیینی در حرم اوکیا چیزی کمتر از شیطان پرستی نیست. آنها این واقعیت را تفسیر می کنند که سیاستمداران پیشرو با حرم در ارتباط بوده اند ، و همچنین کلاهبرداری مانند ویکتور اوکافور را نشان می دهند که شیطان در سیاست و تجارت فعالیت می کند. اسقف اکویوبا از زیارتگاههای جنوب شرقی نیجریه به عنوان “مکانهایی که شیطان برای فریب مردم ایجاد می کند ، برای فریب مردم استفاده می کند تا بتوانند به او خدمت کنند … این مکان های شیطان پرستی در سرزمین ما هستند که نفریناتی را بر مردم ما وارد می کنند و مانع حضور خدا در میان ما می شوند.” از نظر وی ، ادامه وجود چنین زیارتگاه ها باعث بدبختی های سیاسی مردم ایگبو و دلیل آن است که آنها به جای اینکه در قلمرو اجدادی خودشان زندگی کنند ، پراکنده در میان دیگر نیجریه ها باشند.
از طرف دیگر ، برای جانبازان حرم ، منطق برعکس است: بدبختی های کشور ناشی از این واقعیت است که مردم ایمان را با آداب و اجداد اجداد خود شکسته اند. یکی از کاهنان اوکیا ، ادینموو Ndukwu ، توسط مطبوعات در زندان مصاحبه کرد ،خود را به عنوان یک بت پرست ارجمند توصیف کرد ، که به سادگی عمل پدر را دنبال می کرد. او مسیحیت را یک دین خارجی می دانست. Ndukwu اظهار داشت كه كسانی كه اجساد در حرم دراز كشیده اند از دنیا رفته اند زیرا آنها به دروغ گفته بودند و سوگندهای دروغین قسم خورده اند. وی خاطرنشان کرد: این حرم فقط با مرگ سر و کار ندارد بلکه می تواند باعث سعادت مردم شود ، به عنوان مثال در امور تجاری و این باعث می شود زنان بی بضاعت تخریب شوند. یکی دیگر از کشیش های حرم که می گوید او یک زبان انگلیسی است و همچنین معتقد به خدای اوکیه است اظهار داشت که آیین سنتی باعث شده است که مردم از حقیقت سخن بگویند ، در حالی که کلیسا به باطل شکوفا می شود.چندین کشیش حرم ادعا کردند که ممکن است هم مسیحی باشند و هم یک حرم مطهر به این دلایل که باید به سزار بدهیم که سزار است ، و به خدا آنچه متعلق به خدا است. یکی گفت: “سزار بت است و خداوند متعال”.
نتیجه
تاکنون هیچ مدرکی مبنی بر ارتکاب هرگونه قتل در حرم اوکیا صورت نگرفته است. همه 31 مظنون دستگیر شده در اوت 2004 سرانجام بدون اتهام آزاد شدند. منطقی به نظر می رسد باور کنید آنچه مردم مختلف ساکن منطقه اوکیا در آن زمان گفتند که ده ها کشته در حرم را به حساب می آورد ، یعنی اینکه آنها بقایای افرادی بودند که تصور می شد دچار مرگ و میر بد شده اند یا افرادی که تصور می شد که توسط قدرتهای عرفانی حرم به عنوان مجازات انجام اعمال بد کشته شده است.
حضور مرگ در حرکات مختلف یکی از استمرارهای نقش تاریخی زیارتگاه های ایگبو مانند اوکیا است. قبل از تأسیس حکومت استعماری ، چنین زیارتگاههایی با مرگ اجتماعی نزدیک بود ، از جمله بردگی ، مجازات مشترک برای جرائم مختلف در آن زمان. امروز ، حرم اقیجا همچنان به عنوان مخزن اجساد كسانی كه روحیه آنها را نمی توان در یك مراسم خاكسپاری معمولی جا داد ، ادامه داد و آنها را به یك مقدس مقدس كه در آن حرم واقع شده است ، اعزام می كنند. بستگان زنده خود را نگران كنند. اعتقاد بر این است که زیارتگاه اوکیا قادر است مرگ جسمی را تحمیل کند ، چنان که شاهد این باور است که افرادی که با قسم خوردن سوگندهای دروغین به آن عمل کرده اند ، مانند ویکتور اوکافور ، احتمال دارند که توسط خدایان کشته شوند. داستانهایی در مورد مقامات حرم وجود دارد که از طریق استفاده از امولت یا سم چنین مجازاتی را انجام می دهند ، اگرچه واقعیت این است که دومی رخ نمی دهد با اطمینان بیان شود.
در عین حال ، قدرت های تقویت کننده زندگی و حل اختلاف نیز از بین نرفته است. قدرت حرم هایی مانند اوکیا ممکن است تا زمانی ادامه یابد که دولت نیجریه نتواند اشکال خاصی از عدالت را به مردم خود تحویل دهد ، چنان که حتی مخالفان دین سنتی نیز می شناسند. ایده “جوجه گفتن حقیقت” در نیجریه بسیار گسترده است ، همانطور که جاناتان هینز در تحلیل خود از فیلم های محبوب نشان داده است ، که مرتباً با داستان های جنایت و رفتارهای نادرست برخورد می کنند ، که افراد ناحق را توسط قدرتهای مذهبی به کتاب می کشند. اما در عین حال ، همان قدرتهای مذهبی نیز ممکن است برای اهداف نامحسوس مورد استفاده قرار گیرند ، که معمولاً در انگلیسی به عنوان “جادوگری” یا “شیطان پرستی” خوانده می شود.سیاستمداران از این مؤسسات هم برای پیمان توافق با همسالان خود و هم به عنوان منبع مشروعیت استفاده می کنند. با این وجود ، آنها ممکن است باعث شوند موسسات محلی از فساد سیاسی لکه دار شوند.
یادداشت ضمیمه
چهار سال از حمله اوت 2004 به اوکیا می گذرد و از بسیاری جهات انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. همه این نشانه ها وجود دارد مبنی بر اینکه حداقل دو ایالت جنوب شرقی نیجریه تحت سلطه جناح های سیاسی هستند که همچنان از حرم اوکیا و قدرت های اعلام شده آن در مورد مرگ و زندگی استفاده می کنند.
Chinwoke Mbadinuju ، فرماندار آنامبرا از سال 1999 تا 2003 ، هنگامی که پسران Bakassi دولت را ترساندند ، در مارس 2008 از قتل تبرئه شدند. جانشین وی ، کریس نگیگ ، که در ژوئیه سال 2003 ربوده شد و از سوگند یاد کرد ، سوگند یاد کرد. مقامات حرم اوکیا ، به عنوان پشتیبان معاون رئیس جمهور Atiku Abubakar در انتخابات اخیر ریاست جمهوری پیش از انتخابات ملی آوریل 2007 بازنشسته شدند. نگیگ در یک راهپیمایی عمومی ، از معاون رئیس جمهور ابوباکر ابراز قدردانی کرد. از دست آدم ربایانش و به تعبیر او برای بازگرداندن دموکراسی در ایالت آنامبرا. نگیگ فاش کرد که در واقع معاون رئیس جمهور Atiku Abubakar بود که بازرس کل وقت پلیس ، Tafa Balogun را راهنمایی کرده بود که پس از آدم ربایی وی را به سمت رئیس جمهور بازگرداند.اندكی پس از حمله اوت 2004 در حرم اوكیا -خود Tafa Balogun به جرم فساد کمیسیون جرایم اقتصادی و مالی متهم شد و به جرم اختلاس مقادیر زیادی از پول مقصر شناخته شد. وی به مدت 6 ماه حبس محكوم شد كه 67 روز آن را در بیمارستان ملی ابوجا به دلیل پزشکی گذراند. وی آزادی خود را در 9 فوریه 2006 به دست آورد. مقامات حكیم اوكیا می گویند كه بازرس كل سابق سقوط پلیس از فیض ناشی از قدرت خدای آنها بود.
افشاگری کریس نگیگ در مورد نقش معاون معاون رئیس جمهور سابق در تأمین آزادی وی از آدم ربایان خود ، نشان می دهد که حمله 2004 به حرم اوکیا بخشی از یک نزاع سیاسی سطح بالا بود که ارتباطی با حفظ یا سرکوب نداشت. شیوه های حرم این مبارزه در وهله اول حاکمیت ایالت آنامبرا و فراتر از آن ، رقابت بین سیستم های مشتری مداری رقیب است که به ترتیب به رئیس دولت ، رئیس جمهور اوباسانجو ، و معاون او ، آتیکو ابوباکار پاسخگو هستند. در آوریل 2007 ، انتخابات کبدی در ایالت آنامبرا توسط اندی اوبا ، معاون سابق رئیس جمهور اوباسانجو و برادر کریس اوبا برنده شد ، هرچند که انتخاب اندی اوبا به زودی توسط دادگاه محروم شد. در همین حال ، در ایالت ابیا ، انتخابات پارلمانی سال 2007 توسط رئیس سابق فرماندار سابق کالو پیروز شد. این تئودور ارجی بود ، همان شخصی که حضور فیلمبرداری وی در حرم اوکیا در اوایل سال 2008 در اینترنت ظاهر شد. انتخابات او نیز بعداً با دستور دادگاه لغو شد.
اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :