جستجوی عشق در قلب و یا مهربانی

در یکی از تجربیات اولیه من در مراقبت از مهربانی ( متا باهوانا ) ، یک معلم به من گفت که احساس عشق را در قلب خود جستجو کنم ، و سپس این عشق را به افراد دیگر گسترش دهم. من به درستی قلبم را جستجو کردم ، به دنبال احساس عشق. اما پیدا نکردم آنجا چیزی نبود. زیلچ نادا
این تجربه بسیار ناراحت کننده بود. از آنجا که نمی توانستم عشق را در قلب خود پیدا کنم ، قادر به انجام بقیه تمرینات نبودم. به هر حال ، اگر چیزی برای ارائه ندارید چگونه می توانید با دیگران به اشتراک بگذارید؟
و از آنجا که نمی توانستم این تمرین را انجام دهم ، وقت کافی داشتم تا به معنای این که نمی توانم عشقی در قلبم پیدا کنم فکر کنم. احتمالاً ، از آنجا که این روش به این ترتیب انجام شده بود ، مشکلی برای من پیش آمد. من باید نقص داشته باشم این فکر بسیار ناخوشایند بود. در واقع به نظر من ناراحت کننده بود.
مارپیچ رو به پایین
اکنون من احساسات ناخوشایند زیادی داشتم که باید در طول این تمرین از آنها آگاه باشم که (ظاهراً) قادر به انجام آنها نبودم. من این احساسات را تأیید کردم که مشکلی برایم پیش آمده و شروع به فرو رفتن در ناامیدی و افسردگی کردم.
خوشبختانه سرانجام معلم زنگ را زد. با پایان کار مراقبه ، احساس بهتری داشتم.
فکر کردم فقط من بودم که این تجربه را داشتم ، اما چند ماه بعد یکی از دوستان در مورد مشکلات انجام مراقبه مهربانی صحبت می کرد ، و او دقیقاً همان چیزی را توصیف کرد که من در مورد آن صحبت کردم – مارپیچی نزولی منفی که باعث شده است با این پیشنهاد که او در قلب خود به دنبال عشق است.
حتی تا زمانی که دوستم تجربه شخصی خود را به اشتراک گذاشت ، من فهمیدم که آنچه برای من بهترین کار است این است که قلبم را مشاهده کنم ، هر آنچه را که در آنجا بود بپذیرم ، خواه دلپذیر باشد یا ناخوشایند ، یا حتی اگر هیچ احساسی در آنجا وجود نداشته باشد ، و سپس برای خودم (و سپس دیگران) آرزوی سلامتی کنم.
عشق یک احساس نیست
بعداً هنوز فهمیدم که این تمرین صرفاً در مورد مهربانی است. این در مورد مهربانی با خودمان است ، و سپس گسترش آن مهربانی به دیگران است. و مهربانی یک احساس نیست. مهربانی یک نیت است . این کار با شناخت همدلانه آغاز می شود که ما موجوداتی را احساس می کنیم که آرزوی خوشبختی ، صلح و سلامتی دارند. با دیدن این حقیقت ، مهربانی آرزو می کند که آن موجودات خوب باشند.
فقط همین حالا فکر کنید. در نظر بگیرید که خودتان یک موجود احساساتی هستید و تشخیص دهید که احساسات شما برای شما مهم است. شما ترجیح می دهید خوشحال باشید تا رنج بکشید. شما ترجیح می دهید در آرامش باشید تا آشفته. شما ترجیح می دهید احساس سلامتی داشته باشید تا بیمار یا غمگین.
و سپس یک شخص دیگر را به ذهن فرا بخوانید – کسی را که می شناسید. آنها نیز احساس می کنند. احساسات آنها برای شما به اندازه احساسات شما واقعی و زنده است. آنها ، درست مثل شما ، احساس خوشبختی می کنند. درست مثل شما آنها رنج می برند. و درست مثل شما ، آنها خوشبختی را بر رنج ترجیح می دهند.
وقتی واقعیت احساسات شخصی را از این طریق در نظر می گیرید ، احتمالاً نمی خواهید کاری کنید که به او آسیب برساند. شما احتمالاً می خواهید از رفاه آنها حمایت کنید و به شیوه هایی رفتار کنید که باعث شود آنها احساس ارزشمندی کنند. به عبارت دیگر شما می خواهید با آنها مهربان باشید.
مهربانی همین است: میل به حمایت فعالانه از رفاه کسی.
اکنون ممکن است احساساتی در رابطه با مهربانی شما وجود داشته باشد. به عنوان مثال ، گاهی احساس گرما ، گشودگی یا حساسیت در قلب را تجربه خواهید کرد. اما این احساسات فقط با مهربانی شما همراه است. آنها خودشان مهربانی نیستند.
عشق در نگاه شماست …
چند سال پیش من یک تمرین را از معلم معلم آمریکایی ذن ، جان چوزن بیز انتخاب کردم. او آن را “چشم دوست داشتنی” نامید.
او به ما یادآوری می کند که همه ما می دانیم چگونه با عشق نگاه کنیم. به راحتی یادآوری یا تصور اینکه با عشق به یک بچه گربه یا توله سگ ، یک کودک عزیز یا حتی یک شریک عاشقانه نگاه کنید ، آسان است. وقتی این کار را انجام می دهیم به راحتی نگرشی از مراقبت ، صراحت ، حساسیت و محبت بوجود می آید. مهربانی بوجود می آید. و همراه با این نگرش ها معمولاً احساساتی نیز وجود دارد. در می یابیم که می توانیم توجه خود را به جهان یا به خود معطوف کنیم و همچنان این مهربانی را در رابطه با شی جدید تجربه کنیم.
بنابراین ما با عشق یا مهربانی به دنبال آن هستیم ، خواه این یک نگاه واقعی به چشم باشد ، یا یک استعاره است که با در نظر گرفتن نگاه درونی ما توجه مهربانانه خود را به سمت وجود خودمان یا به افرادی که درباره آنها فکر می کنیم جلب می کند.
همانطور که اشاره کردم ، این عمل نگاه همراه با احساسات است – احساسات خوشایند مهربانی. این اتفاق کاملاً طبیعی و به راحتی رخ می دهد ، و فقط در صورت مشاهده این که برای شما مفید نیست ، نگران نباشید ، زیرا با تمرین آسان تر می شود.
… آنچه شما دنبال آن هستید نیست
بنابراین به نظر می رسد که برای من و اکثر مردم ، اگر به دنبال احساسات فرومایه قلب نباشیم ، اما اگر با مهربانی نگاه کنیم ، عمل مهربانی بهترین نتیجه را دارد. هر احساسی که در قلب وجود داشته باشد ، می توانیم آنها را با مهربانی مورد توجه قرار دهیم. اگر احساس غم و اندوه می کنیم ، می توانیم غم و اندوه را با مهربانی و عشق در نظر بگیریم. اگر احساس بی طرفی می کنیم ، می توانیم پوستی را با عشق در نظر بگیریم. واقعاً مهم نیست که چه چیزی در قلب وجود دارد.
بنابراین می خواهم این پیشنهاد ساده را برای شما بگذارم: عشق آن چیزی نیست که دنبالش می گردید. این چطور است
اگر این مطلب را پسندیدید لطفا بر روی دکمه لایک کلیک کنید :